...خب مراسم امروز با حضور پلیس به این شکل و اون همه ون و سرباز اصلا شبیه مراسم سالگرد یه شاعر نبود
اونم سالگرد شاعر آزادی
تعداد آدمای که اومده بودن خیلی زیاد بود شلوغی از زشتی خیلی چیزا کم کرده بود ولی...
برای اینکه صدارو بتونم بشنوم جامو عوض کردم
نه میکرفنی نه بلندگویی هیچی نبود هیچی
تاکید بر این بود که مراسم حتما 6تموم شه
یه آقای که داشت صحبت می کرد گفت: به حرمت این شاعربرای اینکه بدعتی نشود برای موارد دیگر و آنچه که در جاهای دیگه به سرمون میارن اینجا نیارن مراسمو قبل 6 تموم می کنیم ممکنه تو دلتون فکر کنید داریم محافظه کاری می کنیم ولی نه ما فقط شما رو دوست داریم..
چند نفر با عجله شعرای شاملو خوندن و چند نفرم شعر خودشون
نمی خواهیم نه نمی خواهیم
و می گذریم از هرچه که شما
ومی خوانیم نان را و آزادی را و دوست داشتن را
ومی سرایم لبخند هارا که باب شما نیست
و می مانیم در خانه ای که ویران است
ومی سازیم اینجا را که مال شما نیست
قرار شد مراسمو با ای ایران تموم کنیم
بعد ای ایران وقتی همه شروع کردن سرود آفتابکاران جنگلو خوندن پلیس شروع کرد به متفرق کردن مردموهل دادن
مردمم بلند ترو بلند تر می خوندن همه دستاشونو به نشانه آزادی بالا اورده بودن بعدم یار دبستانیه منو خوندیم
تا پلیس کاملا جمعیتو متفرق کرد....
روزگار غریبیست نازنین
به امید روزی که سالگرد شاعر آزادی در حد شخصیت خودش و ملت ایران برگذار بشه
۰۲ مرداد، ۱۳۸۸
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
۷ نظر:
salam aida
عجب!
هومممممممم
این چیزا این روزها طبیعیست نازنین
کجایی؟ :( :|
شاد باشي
سلام
بیشتر از سی سال پیش خونهای ملت ما درخت استقلال ، ازادی ، جمهوری اسلامی را میوه دا ر کرد ولی متاسفانه رهبران ما غصهٔ پول چینی ها و معاملات با اینها را میخورند و یا اینکه غصهٔ. این فلسطینیها و یا بدتر از همه حزب الهی ها را میخورند . هرکس ریش داره با یک اسلحه ادعای اسلامی بودن میکنه . من هزار با ر برای جمهوری اسلامی حقیقی جان میدهم ولی حاضر نیستم یک قطره خون برای این اسلام خراب کنها بدهم . امیدوارم این رهبران ما در روز سال گرد انقلاب فریاد االله و اکبر های مردم را دلیل بر اغتشاشگری تعبیر نکنند همین الله و اکبر های مردم بود که رهبران ما را بر کار گزا شت . بنده سی سال پیش در مدرسهٔ طلاب قم درس خواندم و دو سال و نیم زندان شاه بودم . الله و اکبر
ارسال یک نظر